محمد مهريار
8
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
باشد . و تواند باشد كه خود محل ارتباط خاصى با آتش و آتشگاه داشته و شايد وقف آتشگاه بوده است و يا اينكه مؤبدى به حكم ارتباط با آتش و آتشكده آن را بر پاى داشته است و آن نام مقدس موردنظر و شغل خود را بر آن نهاده است ؛ و اتفاقا اين حقيقت را بسيارى از بازديدهايى كه شخصا در اينگونه ديهها به عمل آوردم تأييد مىكرد . چونكه اين قبيل ديهها داراى آثارى كهن بودند و چنان كه گفتم حتى لهجه و صبغهء زندگانى و تمدن كهن در حال حاضر در آنها ديده مىشد و يا لااقل از بقاياى ديوارهاى خرابهء اطراف آن مىشد اجمالا قدمت آن را ولو به حدس و گمان تأييد كرد . براساس اين نظريه هرچه در پژوهشهاى زبانشناسى نام ديهها و روستاها پيش برويم سعى به نتيجه مىرسد و تاريخ جغرافيايى اين امكنه را روشنتر مىسازد . بر اينجانب مسلم است كه با همهء كوششى كه در اينباره به كار بردهام و برحسب اصولى كه خواهيم ديد نام ديهها را تا آنجا كه ممكن بوده است معنى نمودهام و به كمك تقطيع واژهها و رساندن آنها به دورهء كهن خواستهام تا هر اندازه كه ممكن شده است معانى واژههاى نام ديهها را آشكار كنم ، ممكن است نتيجهاى كه به آن رسيدهام قطعى نباشد و راه و دليل ديگرى براى تقطيع واژه و تجزيهء آن بهدست آيد . از اينرو كوشش و زحمت خود را فقط به صورت نمونه و پيشنهاد عرضه مىدارم ، نه اينكه يكسره به صحت آنها قاطع باشم . و همهء اميدم اين است كه در اين راه كوشش من بهعنوان قدم نخستين پذيرفته شود تا پژوهشگران دانشور آينده در اينباره بيشتر بكوشند و نتايج بهترى بيابند . ملاحظات لازم براى آسان شدن كار اگر فهرست نام ديهها و روستاهاى كهن را در مقابل ديده بگذاريم و محل وقوع آنها را در روى نقشهء جغرافيايى ايران ( و يا حتى فلات ايران شامل افغانستان و تركستان و قفقازيه ) ملاحظه كنيم ، متوجه مىشويم كه هرچه ناحيت موردنظر بيشتر دور افتاده باشد و راههاى ارتباطى با مراكز جمعيت كمتر ، مثلا كوهستانى باشد ، يا راههاى دشوار و معضل از آمد و شد مردمان و تا اندازهاى بر كنار از حوادث روزگار ، در چنين محلى است كه يك لهجه يا نيمزبان به اصطلاح خاص وجود دارد و با دقت بيشتر متوجه مىشويم كه يك نوع زندگى خاص و گاه ساختمان بدنى و نژادى و علاقهء مردم به آداب و سنن خاص هم در اين ناحيه هست و اتفاقا نام محلى كه خود قديمى است و با اين مسأله ارتباط دارد بر آن نهاده شده